ضياء الدين جرجانى

62

رسائل فارسى جرجانى ( فارسى )

است . اگر قادر نبودى ، نيافريدى و قادر توانا باشد . فصل : در عالمى بدان كه خداى تعالى عالم است ، زيرا كه فعل محكم از وى صحيح است ، و فعل محكم آن است كه خداى تعالى از هر جنسى همان جنس مىآفريند ، چنان كه از آدمى ، آدمى و از چهارپا ، چهارپا و از درخت انگور ، انگور و از درخت سيب ، سيب ، و آنچه بدين ماند از جنسهاى ديگر . و چون افعال خداى تعالى جمله محكم و نيكو است و در وى هيچ تفاوت نيست ، اين دليل است بر آنكه خداى تعالى عالم است و عالم دانا باشد . فصل : در حيىّ و موجودى بدان كه خداى تعالى حى است و موجود ، و معنيش آن است كه خداى تعالى زنده است و مرگ بر وى محال است ، و هرگز نبود كه نبود و هرگز نباشد كه نباشد ، زيرا كه قادر و عالم است ناچار حى و موجود باشد . فصل : در سميعى و بصيرى بدان كه خداى تعالى سميع و بصير است ، و معنيش آن بود كه خداى تعالى هر شنيدنى شنود و هر ديدنى بيند ، زيرا كه خداى تعالى حى است كه آفت بر وى محال بود و هر حيىّ كه او را آفتى نباشد سميع و بصير باشد . فصل : در قديمى بدان كه خداى تعالى قديم است ، يعنى هميشه بود و هميشه باشد كه اگر خداى تعالى نبودى ، پس پديد آمدى ، محتاج بودى به كس كه وى را پديد كردى ، و آن كس نيز محتاج بودى به كس ديگر تا از حدّ بشدى ، و اين باطل است .